كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
715
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
قالُوا سَمِعْنا گفتند با نمرود كه از قومى شنيديم كه ايشان مىگويند فَتًى شنيديم از جوانى كه به بدى يَذْكُرُهُمْ ياد مىكرد بتان را يُقالُ لَهُ إِبْراهِيمُ مىگويند او را ابراهيم يعنى نام او ابراهيم است قالُوا گفتند نمرود و امراى او فَأْتُوا بِهِ پس بياريد او را عَلى أَعْيُنِ النَّاسِ بر چشمهاى مردمان يعنى چنان كنيد كه مردم او را ببينند لَعَلَّهُمْ يَشْهَدُونَ شايد كه گواهى دهند كه اين است كه بتان را نكوهش مىكند پس ابراهيم ع را گرفته پيش نمرود حاضر كردند قالُوا گفتند أَ أَنْتَ آيا تو فَعَلْتَ هذا كرده اين را كه مىبينيم از كسر و قطع بِآلِهَتِنا يا إِبْراهِيمُ به خدايان ما اى ابراهيم قالَ گفت من نكردهام بَلْ فَعَلَهُ بلكه كرده است اين را كَبِيرُهُمْ هذا اين بزرگ ايشان از روى خشم بر ايشان كه با وجود من چرا ايشان را پرستند فَسْئَلُوهُمْ پس بپرسيد شما از ايشان كه شكسته است شما را إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ اگر هستند كه سخن گويند فَرَجَعُوا إِلى أَنْفُسِهِمْ پس بازگشتند با عقول خود يا با يكديگر فَقالُوا پس گفتند بعضى با بعضى إِنَّكُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ به درستى كه شما ستمكارانيد به پرستش چيزى كه نشنود و نگويد ثُمَّ نُكِسُوا پس نگونسار كرده شدند عَلى رُؤُسِهِمْ بر سرهاى خود يعنى سر در پيش افگندند از خجالت و حيرت گفتند لَقَدْ عَلِمْتَ به درستى كه تو دانسته كه ما هؤُلاءِ يَنْطِقُونَ اين بتان سخن نگويند چرا امر مىكنى كه از ايشان بپرسيد و چون اعتراف نمودند بعجز الهه خود قالَ گفت ابراهيم أَ فَتَعْبُدُونَ آيا پرستش مىكنيد مِنْ دُونِ اللَّهِ بجز خداى تعالى ما لا يَنْفَعُكُمْ شَيْئاً آن را كه سود نرساند بشما چيزى اگر او را بپرستيد وَ لا يَضُرُّكُمْ و زيان نكند شما را اگر ترك پرستش او كنيد أُفٍّ لَكُمْ زشتى و ناخوشى باد شما را وَ لِما تَعْبُدُونَ و مر آن چيزى را كه مىپرستيد مِنْ دُونِ اللَّهِ بجز خداى تعالى أَ فَلا تَعْقِلُونَ آيا در نمىيابيد قباحت عمل خود را چون قوم نمرود اين سخن شنيدند از محاجه به مضاده نقل كرده .